ارتباط دانش و توسعه

توسعه

توسعه یک فرایند هوشمندانه و در عین حال یک فرایند آزمون و خطاست . توسعه از طریق برنامه ها اتفاق نمى افتد ، براى اینکه جنس توسعه برنامه پذیر نیست . محور توسعه هر کشور دانش مستتر در تولید کالاهاى قابل رقابت با جهان است و این را نمیتوان با برنامه به دست آورد . کارگزاران توسعه کارآفرینان ، سرمایه گذاران و سیاستگذاران هستند . رمز موفقیت این سه در این است که از نظر فهم و شناخت قبول داشته باشند که مهمترین مساله کشور در بلند مدت ایجاد فرایندى پویا براى انتقال دانش به درون کالاها و تسهیل کاربرى دانش براى کالاهاى دانش بر است . اگر این اعتقاد وجود نداشته باشد توسعه اتفاق نمى افتد. آنوقت باید باز از زور سیاست و نفت براى اداره کشور استفاده کنیم .

نتیجه توسعه ،  افزایش مدالهاى المپیادها و مقالات علمى و شخصیت هاى علمى نیست ( هر چند که ضرورت همه انکار ناپذیر است ) ، بلکه نتیجه توسعه صادرات محصولاتى است که نشانگر تبلور دانش و هنر مستتر در فرایند تولید آنها است و بنابراین عوامل توسعه کارآفرینانى هستند که این کالاها را تولید میکنند. کار سیاستگذاران تنها و تنها حمایت از این کارآفرینان است .

توسعه

دانش و توسعه

آیا دانش مبناى تحول و توسعه است ؟ جواب مثبت است . ولى این گزاره نیازمند توضیح بیشتر است . دانش زمانى موجب توسعه و تحول در یک کشور مى شود که از حالت دانش شخصى به دانش جمعى تبدیل شود. دانش فردى در پیشرفت یک نفر خودش را نشان مى دهد. یک نفر یک جایزه بین المللى علمى را مى برد، شخص دیگرى مدال طلاى المپیاد را کسب مى کند و شخص دیگرى استاد شناخته شده در یک دانشگاه معتبر مى شود. همه این مثالها نشانه هاى دانش متراکم شده در فرد است که اگر با نگاه پدیدار شناسانه به آن نگاه کنیم ، با ارزش است ولى عامل توسعه در یک کشور نمى شود. دانش زمانى موجب توسعه و پیشرفت اقتصادى مى شود که از حالت فردى خارج مى شود و به صورت جمعى در جامعه تبلور پیدا میکند. بهترین شکل تبلور دانش در یک جامعه تراکم آن در کالاها است . وقتى کالاها از دانش جمعى متراکم مى شوند ، قابلیت رقابت بین المللى پیدا میکنند و کشور در همین مسیر توسعه پیدا میکند. اینجاست که دانش نقش محورى در توسعه پیدا میکند. این دانش در هیچ سازمان و یا فردى نمى تواند متراکم شود ، چون بسیار گسترده است و جنس تاریخى هم دارد.

آدام اسمیت زمانى تقسیم کار را به درستى موجب تراکم ثروت میدانست . ولى امروزه تقسیم کار به این دلیل اهمیت دارد که از طریق آن جامعه به حجم وسیعى از دانش دست پیدا مى کند. دانشى که کسب آن در توانایى هیچ کسى نیست .

جامعه ایران و فرهنگ ایرانى از این زاویه دچار دو مشکل اساسى است و همین دو مشکل مانع جدى توسعه بلند مدت اقتصادى شده است و خواهد شد.

اول ، فرهنگ ایرانى دانش متراکم شده در فرد را بسیار ارزش میگذارد ، در حالیکه دانش جمعى و متراکم شده را ، چون نتیجه ملموس برایش ندارد هم نا شناخته است و هم براى آنهایى که شناخته شده است ، ارزش خود را ندارد.

دوم همین دانش متراکم شده در شخص را با بکارگیرى آن افراد مورد استفاده قرار نمى دهد و موقعى آنها را ارج مى نهد که از دست بروند.

دانش اجتماعى متراکم شده تبلورش در کالاهاى دانش بر با قابلیت رقابت بین المللى است و عوامل ایجاد آنها کارآفرینان اقتصادى هستند. غایبانى که کمتر مورد تحسین جامعه هستند.

مرتضی ایمانی راد

بدون نظر

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با ما

عمران و آبادی مسجد افتخار ماست.

ارسال کردن

©2020 - مسجد کارآفرین . ایده و اجرا :رویش رسانه

با شناسه کاربری خود وارد شوید

مشخصات خود را فراموش کرده اید؟